♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چای هایت را تلخ نخور یکبار نگاهم کن... تمام قندهای دلم را برایت آب میکنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم هزار اسمان بغض دارد حنجره ام را ببرید بگذارید هم صدایش ببارم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا مگر قرار نبود بی بغض با هم صحبت کنیم من که می خندم / نگـــاه کن پس چرا تو انتهای تمام سطرهای من گریه می کنی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کبوتر می شوم تا آسمان تو کاش سیاهی بالهایم را نبینی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودت بگو فلسفه انگشتانت چیست که دستانت رو به آسمـــان می رود ماه گریه می کند!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش باد بپاشد كمي هوايت را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل هزار علامت تعجب در چشمانم نشسته ای می ترسم می ترسم پلک روی هم بگذارم نقطه شوی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از گذشته حراسی ندارم و برای آینده برنامه ی . من تا آخر عمر عاشقانه به یادت خواهم بود و کاش . . . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .