♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شقایق اینجا من خیلی غریبم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به تو هزار بهانه دادم برای دل کندن ! و تو به من هزار آرزو برای بودن !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اندکی آهستــه تر ای باد! همـــــــه ی آرزوهایــم را با خود نبـــــــر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه آب سهم تشنه نیست البته من مراقب حرفهای ساده ی خودم هستم به گمانم قاصدکی دارد به سمت یک سرچشمه ی دور می رود هر چه هم که نباشد خبری که هست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پی حس همون روزام پی احساس ارامش همون حسی که این روزا در حده مرگ میخوامش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی هیچ واژه ای بغض نمی کند، وقتی شاعران در کهکشانها قدم می زنند و حسرت سنبل هر شعری شده، چه فرقی می کند این غربت نوشته ها چه می گویند!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آب را گل نکنید! ماهی، پرِ پرواز ندارد ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .