♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تو اون رنگ چشات ...هیبت دنیارو دیدم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ستاره ها هیچوقت از خاطر آسمان نمی روند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یاد تو هر جا که هستم با منه.....داره عمر منو آتیش میزنه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای رود بزرگ،همیشه تو گوش ماست این صدا،لالایی خواب خوب بچه هاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا پرپر مکن جانم ای دوست که من مشتاق دیدار تو هستم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شانه های انتظار خسته شدند....بس که سرم را بر آنها گذاشتم.... فکر خجالت مرا هم بکن.....غیرتت کجاست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبخند......غنیمت من از جنگ با تنهایست...اگر کسی که باید,باشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید فقط من مقصرم.... چ میدانستم نبودنها در همین نزدیکیهاست.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگیهایم را هم مینویسم ب حسابهای کاغذی ام...... هر چند تا چهارشنبه ی آخر سال فاصله هست........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای من یاد کردنت عبادت پنهانیست.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حال این روزهایم مثله برگها نیست......ک در حال مرگند و میرقصند...... مثل باران نیست... که در حال از دست دادنه معصومیت بیرنگش است و همچنان دل ها را مینوازد... شبیه چتر است...چتر بسته.....مدام جا می ماند....و بی وقفه......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست داشتم برایت همانی باشم ک در هیچ کس نبود...مهم نیست...دردی از من دوا نمیکند....باید از باران کمک خواست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ققنوس من شبها در آتش میسوزد...و سحر ها از خاکسترش دوباره برمیخیزد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .