♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در دنیا هیچ بن بستی نیست یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت...شک نکن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره ای رو به دریا......امشب خزر طوفانی ست......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردگان این سا ل عاشق ترین زندگان بودند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ... تک تک مردم را زیسته ام .. دردهاشان را کشیده ام .. و به هر شبی برایشان گریسته ام ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به مقصد که می رسی معلوم نیست مردم هول چیو می زنن...والااااا..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها یک نفر به قله تاریخ می رسد .. هر مرد پا شکسته ای تیمور لنگ نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم.... که سرنوشت درختان باغ مان تبر است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ظاهرا هیچ کس هیج جا نمی رود ما فقط فکر می کنیم که پیش می رویم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه خاکی همه جا نشسته ... روی شیشه ها .. روی میز.. روی حباب چراغ..روی ملافه ها.. روی من!... روی این اتاق... از کجا می یاد؟؟؟؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .