♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من جان می دهم و آه بر نمی آورم از نیستی ام!!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در شعرهای پاییزیِ من چشمهایت پر از شکوفه اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو پاییز را به آتش کشیده است سیگاری که یادت را پشت دستم داغ می گذارد هر روز
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غم .....این زالوی پیر این درخت بی ثمر بی تو وحشیانه در انحطاط رگ های خسته ام ریشه دوانده است !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــــردم ایــــن شـــهر چقـــدر خوبنـــد وقتی میبینن كـــفش نـــداری برایـــــت پاپــــوش درســـت می کنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز خیابان ِ شهر دو دل است کسی می آید یا کسی می رود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به تو رفته اند اشک هایم وسواس دارند مبادا ببارند از چشمان ِ من به گونه های تو نشینند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب انتظار نشانه ای را نمی کشم پُر از سکوتیم من و خانه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نمی میرم چشمانم را بر جهان بسته ام این خانه بی تو دیدنی نیست .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای من هرشب ِ بی تو یلداست .. منی که زیر حافظ ِ چشمانت یادت را دانه دانه می کنم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شهر همین "نبودت" را کم داشت که کامل شد !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .