♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در شعر بعدیم که آمدی لباس چهار خانهات را بپوش برای من ِ بی خانه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موهایت را.... که میبندی نَـ ـفَـ ـسَـ ـم ..بند میآید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی نداند، فکر میکند شاعرم! دزدی از چشمان ...تو هنر نیست که!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چنگ میزنم تار میزنم سهتار میزنم.... اصلن، میشود یک سمفونی زنده اجرا کرد با موهای تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی انصافیست به اسم من تمام شود این شعرها، وقتی همه زحمت را خیال تو میکشد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه به خودم رفته نه شبیه دختر همسایه است... مادرزاد به تو رفتهاند این شعرها!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز به تو فکر میکردم به خدا حسودی... خوش بحالش،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو آنقدر شیرینی که..... هر فرهادی مجنونَت میشود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سه تارم کوک نمیشود... بانو؛ میشود خواهش کنم موهایَت را ببندی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم پرنده می شوم خودم آسمان . . سقوط می کنم کنارت و تو تنها تن کوفته ام را می بینی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .