♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی باران گرفت برای خدا لحظه ای به آسمان نگاه کن به گمانم خدا هم < مثل من > " دلتنگ چشمان تو " اشک می ریزد ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک دو سه ...قلبی حراج کرده ام اینجا.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می آمدی زیر باران کمی قدم بزنیم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی کسی نیامده کسی نرفته و کسی نیست دهخدا هم که باشی کلمه کم می آوری
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانو! نگاه شما کوه را فرو می ریزد سنگ را دل ما که هیچ شیشه است و شکستنی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران می بارد . . . . خوشحالیم از این است چاله چوله های زندگیت پر خواهد شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران می بارد . . . . خوشحالیم از این است چاله چوله های زندگیت پر خواهد شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی شود تو نباشی و عشق را در شعرهاشان تکرار کنند شاعرها تو نباشی وتکرار عشق را شعر کنند شاعرها تو نباشی و عاشـــق شوند شاعرها تو باید باشی.....نمی آیی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم این دسته گل که برایت گرفته ام در این همه انتظار چرا خشک نمی شود ؟! ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست می دارم جنگی شروع شود بروم خط مقدم بلند شوم به آن سوی خاکریز بگویم هدف را درست نشانه برود به سمت گلوی من شلیک کند ، این بغض لعنتی منفجر شود .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدرها فقیر هم نیستم......سیگاری روشن می کنم درست مثل همین لحظه شعری می نویسم و بعد نمی دانم چه می شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید روزی از بیراهه های تنهایی ام کسی گذر کند.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد است ......... و بادها خطوط مرا قطع می کنند آیا در این دیار کسی هست که هنوز از آشنا شدن با چهره فنا شده خویش وحشت نداشته باشد؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .