♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یخ زده است خواب های رنگی کودکیم که مرا پیوند می زد به شهر بادبادک ها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جرعه جرعه سر می کشیم جهنم را تا بهشتی شویم زندگی را خلاصه کرده ایم در چرخ دنده دنده دنده های ساعت دیواری و می بلعیم با قرص های اعصاب خواب های رنگی کودکی مان را چه قدر سیم خاردار کشیده ایم دور خودمان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی باران می آید من دلم می خواهد خودم را بریزم بیرون و فریاد بکشم و نمی دانم از خوشحالی یا از غم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما یک خانواده ی جهانی هستیم ...اما تنها.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوشا به حال کسی که هر صبح در به انتظاری می گشاید و هر روز متولد می شود و می گوید : خداوندا سپاس تو را که بار دیگر به من طلوع خورشید را هدیه دادی قول می دهم امروز هرجا روم مهری برسانم حتی با لبخندی به من کمک کن امروز را به شاهکاری بی همتا تبدیل کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به قول قیصر امین پور : دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم امروز او ما را ... فردا ... ؟! فردا را خدا می داند !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
" بهشت چه گرگ های نجیبی دارد "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب : " هر تکه ای از من می میرد "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
" زخم هایم را به تو پیشکش می کنم " این بهترین چیزیست که زندگی به من پیشکش کرده است چرا که هر کدام نشانه ی گامی به پیش است !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .