♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در پیچ و تاب رقص انگشتها و اشک های من گاهی بیابان فاصله ها چقدر تلخ می شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رفتی و من در انتهای کوچه ی بن بست عشق را کشتم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگ آغوشی نیستم خسته ام...همین..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغض ... وقتی بغض است قشنگ است... وقتی که شکست،کمرت را می شکند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شـــــــــــب ها چقدر دلـــــــم می خواهد کســی آرامــــــــــــــ بــهم بگویـد: " بـمیــــــــــری انشاالله " و من فـریــــاد بـــزنم :" آمـــــــــــیـن "
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .