♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهای شهرمن این روزها..... ابری شده.... ویک خفقان عجیب... این روزها..... فقط کلاغ هاحرف میزنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام خط خطی های من، شعر می شـــدنـد! وقتـی... ایـن کلمات وحشی... رام تو بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را ؛ این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دریا فقط تنگ بزرگتری ست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مقدس ترین جای دنیاست اتاق "تنهایی" من وقتی بانیت "تو" خلوت میکنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از عشق که می گویی به یاد مادر و یک جفت بال نداشته اش می افتم و پدر که همیشه به بهانه ی کبوتر (مادر) یک جفت آسمان در چشمهایش می کارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ناخدای خوبی ست مسیر طوفان را خوب، می رقصد...گیسوانت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مریم به گیسوانت آویخته ای...لعنتی....چقدر خوش بویی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه شیرین اند...حروف الفبا! وقتی... آرام و آهسته: می خوانند چشمانت را.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا زمین است ...رد شدن به وقت خداست. در را ببند!هوا بس ناجوانمردانه سرد است....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .