♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تو تنها نباید برایم درد آشفته حالی........... بماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همراه موج خیال دور می شود میان خاطرات داغ هزاران رنگ دریایی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوک می زند دل خوشی گم شده ...بر شاخه های برهنه فروردین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره ها را که می بندم باد به صورتم می خورد ماه رفته است و دستهایم هنوز از کاغذ نانوشته می ترسد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا خوب است می روم که بمیرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عدالت تاریکی را دوست دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دری که بسته می شود دری که باز می شود با ترانه حرف می زند زیر لب گریه می کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیمی تاریک نیمی روشن نشان به آن نشان که تو نیستی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 9 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .