♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سلام به مخاطب غزلها و تمامی آنچه از او در من است... هر آنچه احساس اش خوانند تنها می گویم: هنوز تا همیشه ..در هر کجا ...به هر بیان... ...به تو می اندیشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
""""" نمیرم به احترام دوستی """"" پس هنوز خواهم نوشت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلاغ یا قاصدک،فرقی نمیکند کدام بمیرد، اینجا آسمان همیشه کدر است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبخند های تو ؛ تلخند های من
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شنبه حراج کسالت رکود هفته را کلید می زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما به جایی نرسیدیم ز جاری بودن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مانده از شب های دورادور خزر ...بر مسیر خامش جنگل ...سنگچینی از اجاقی خرد واندرو خاکستر سردی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهسته مي آيي آهسته تر مي روي ... قدري تامل كن ... شايد دلي، خشتی، گلی براي آمدنت می تپد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
محو می شوند، تمام صداها، در اصطکاک مرموز یک درد کهنه، دردی که نمی درد، می پوساند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مانند مردن است گاهی حتی مسیر حقیقت نیز نرم و ظریف.... به بن بست میرسد و اندوه از بودن اندوه از صبح از بوسه به خاکستری .، مدام.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .