♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده بگویم ... صدای نفسهایت را کم آورده ام ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی خواستم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود . اما این روزها ... کاری از دستانم بر نمی آید ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز حیرانم از این همه که درگیرم با تو ... که می گویند عشق نیست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بودن و نداشتن ... چـــه تــنــاقــض دلــگــیــری .!.!.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق یک معامله نیست !!! ساده باید گفت: دوستت می دارم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جای حرف های سردت روی قلبم تیر می کشد پوکی اعتماد گرفته ام و روی حرف های عاشقانه مدام زمین می خورم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای دریا می آید سرت را بر سینه ام اگر بگذاری... نامت مرواریدی ست که تا "نفخ فی صور" در بطن های قلبم به مِهر می درخشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی بغض چادر زده روی این حنجره ی شکسته و اشک آرام و بی صدا راهش را کج می کند به سمت چشمانم بی تو چه کنم...!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیراهنت را گرگ بدَرَد یا زلیخا فرقی نمی کند یوسف که باشی کور را شفا میدهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتي مي گويند نيست، کاغذ را گفته باشند يا برق را فرقي ندارد من ياد تـو مي افتم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
«شعر زبان پرندگان است بر درگاه سلیمان وقتی که پیامبری به غیر تو در خانه نیست.» ********************(شمس لنگرودي)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .