♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گونده منه باش ووران ایندی منه داش وورور. ایندی منه داش ووران اوزگلره باش وورور. اوزگه اگر داش وورا دردینه دوزمک اولار. باخ بورا سوز بوردادی داشلاری یولداش وورور…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دانی که من به عالم یالقیز سنی سورمی .......ور در برم نیایی اندر غمت اولرمی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی باید سکوت کرد ، و مثل شمع ارام سوخت ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیچه گیم سارالسا یارپاقیم سولسا ابدی سولمیان بهاریم سن سن حسرتدن جان اویم ویرانه قالسا بولبوله ناز اه دن گولزاریم سن سن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم را زنده به گور کردم زمین عاشق شد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قاشلارین اوخدی سنین،عاشقین چوخدی سنین، من سنی چوخ سئویرم خبرین یوخدی سنین.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کافه سرد بود به اندازه دستهای من دلم اما گرم بود به تو آدمها دود می شدند همراه سیگارهایی که با فندکهای گمشده درد روشن می شد و با اشک خاموش کافه سرد بود همچنان سرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوزومون یاشیندان ایری اولماز سنین عشقین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قرار بود عاشقی کنم قرار نبود بی قراری آنقدر این قرارمان نبودها قرارمان شد که جا ماندیم از تمام قرارها ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می ترسم ! از وزش بادهایی که بی هنگام مرا به دیار فراموش شدگان می کشد و تو قهقه پیروزمندانه سر می دهی که عشق سرابی بیش نبود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه ات هر کجای دنیا که باشد خانه ای کنار لبهای تو می سازم برای بوسه های آواره ی خیالم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .