♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رفتی ترسیده بودم و تنهایی را با تمام وجود در آغوش گرفتم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خزر ...دریا ...باران .....اکنون ...من بی تو ....امان از دل تو......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید کسی باشد که هروقت بار تنهاییت سنگین شد هر وقت کمر کلماتت شکست هر وقت واژه هایت لال شدند بیاید بنشیند مقابل چشمهایت و تو زل بزنی به خودت .......که جاری شده ای میان چشمهایش..باید باشد آن یک نفر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تبسم بعد از گریه از رنگین کمان بعد از باران زیباتر است........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خلاصه می کنم خودم را در یک واژه ......دریایی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزا هی دلم واست می لرزه ...اصن به من چه ...دل ه دیگه ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی به آدم گیر می ده بد چیزیه لامصب !!! این روزا می ترسم ، خیــــــــلی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه شب برفی یه دونه تو یه دونه من از نوع عاشقش !! یه کاناپه بزرگ من تو بغل تو یه فیلم قشنگ صدای سوختن چوبای تو شومینه !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه ی ما باید دری داشته باشد که چشمانِ تو همیشه پشت آن نگران دیر آمدنم باشند !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عطر تنت را مستم ... بوسه های گاه و بی گاهت را معتاد ...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخه لامصّب!!! بهت نگفتن نصفه شب می ری تو خواب یکی ادکلن مورد علاقه شو نزنی ؟؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بخار لیوان چایت هم بوی تو را دارد... عجب !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خندم ... تو قربون خنده هایم می روی ، گریه ام می گیرد !!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .