♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چنین بی کس شدن در باورم نیست.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر حرفی برای گفتن بود دیوارها خفه نمیشدند...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرو های باغ من خشکیده اند چون تو دیگر جویبارم نیستی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهویی که زیر دندان شیر طعم مرگ را می چشد نیر آرزوی پرواز دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش من تو بودم .....کسی مثل من .....من را می پرستید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی بدونه آنکه ما بفهمیم با اجل قرار ملاقات می گذارد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از قحطی تصویر خویش می میرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو بی خبری از مور مور خاطرات زیر پوست سیاه جاده ها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی تنهات میزاره ....وقتی خبری ازت نمیگیره ....وقتی خنده اش رو با کس دیگه ای تقسیم میکنه ....وقتی بودن یا نبودنت ارزشی نداره ....یعنی خیلی تنهایی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر شب لا به لای لایه هایی از دود و غم می خوابم کم کم رویایی نمی بینم آه آیا مرگ عادتی این چنین نیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انجماد قلب ها را از خشکسالی چشم ها می توان فهمید.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .