♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایم را بسته ام و حواسم نیست که دنیا با من است .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دشمنم به من گفت :"دشمن خویش را دوست بدار ".من نیز اطاعت کردم و بر خود عاشق شدم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرنده ای که با قفسش کنار آمده احساس آزادی میکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی از یخ كردن های ما از سرما نیست! لحن بعضیها؛ زمستونیه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در امتداد تکرارهای بی سر و ته ترا میجویم تو را تو هر چند نمیدارمت خانه بوی رز میدهد هنوز وعلافی برای حرفهایی که دیر میکنند علفهای سبز شده را گره میزنم هر چند نمی دارمت کنارم مینشینی هنوز و هنوز یادم می رود یک روز صدایم شدی وتمام قوره ها سرکه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از آجیل سفره یلدا فقط چند پسته لال مانده.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـورشـیـد از آنجـــا کـــه غــروبـــ مــیکنـــد طـلـوع نمــیکنـــد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نیمه شب بر لبهای باران بوسه زدم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه تمناي قشنگيست بودن آنگاه كه تمام لحظه هايم تنها در تو خلاصه مي شود قلبم دروغ نگفته بود تو هماني همان كه بايد ... مي پرستمت !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا برای شمردن این روزها انگشت های یک دست هم کافی است .... ده .... نه .... هشت .... هفت ............... درخت ها آبستن شکوفه اند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن * دور فلک درنگ ندارد شتاب کن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی را پس کوچه های بی کسی هایم گذاشتم در آن هیاهو دلم آرام نگرفت آه... واژه هایی آغاز می بود واژه های از جنس دوستت دارم تو نمی دانستی تو نمی دانستی ِ من این همه واژه را لب صبح اولین روز زمستانی چیدم و به تنهایی خود هدیه کردم وتو تو آبی بودی آبی پر از آبی ها...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .