پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
همه ی خرابه ها سهم منه .. ویندوزشون خراب میشه ؛ اونم سهم منه ...
پسرک
ما از اولش جیره خور بودیم !
پسرک
هوس هایم ! هوس هایم را گم کرده ام ..
پسرک
بی خودی قیافش ناراحت نیست ! حرف پشتشه ! خودش میدونه از ماست که بر ماست ...
پسرک
اینجا منتظر ؛ ساک به دست ایستاده ام .. شاید قطار دلتنگی از اینجا عبور کند ..
پسرک
وابستگی من به دنیا فقط دستهای توست ...
پسرک
خوره افتاد به جانش که شب را ساکت و آرام طی کند .. مث پیرمردی که آرام نشسته توی تنهایی خودش؛ روی صندلی پارک سیگار دود می کند ..
پسرک
من به تاریکی عادت دارم ! اتاقم زیادی روشنه ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 28 روز و 12 ساعت و 46 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 48 دقيقه قبل