.... يك... دو.... سه.... چندين و چند ...هر چقدر مي شمارم خوابم نمي برد من اين ستاره هاي خيالي را كه از سقف اتاقم تا بينهايت خاطرات تو جاري است .... يادش بخير وقتي بودي نيازي به شمردن ستاره ها نبود اصلا يادم نيست ستاره اي بود يا نبود هر چه بود شيرين بود حتي بي خوابي بدون شمردن ستاره ها.
محسن می خواستم پایانش رو اعلام کنم ! اما این کامنتو که دادی اصن نمیشه ماچت نکرد
miss دیگه جوونای مملکتن دیگه ! توو خونه نرن ! تو خیابون و سینما و پارک ندارن ! یعنی توو کامنت هم نرن ؟
لایک

13 سال و 9 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 8 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 10 دقيقه قبل