پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
از اون روزای چرتیه که دوس داری بزنیش رو دور تند و فقط داره نفستو میگیره ..
پسرک
نماز باران می خوانم برای خودم
پسرک
باز یادم اومد آینه رو تمیز نکردم .. نکنه که کدر دیده باشیم
پسرک
آرش تیر بگذار در کمان این بار هدف وسعت دلتنگی هایم است
پسرک
ته مانده هایش بوی تعفنم را بلند کرده اند
پسرک
حوصله اش که سر میرود شبیخون میزند به جان دیوارها
پسرک
قاه قاه پنهان میکرد لب هایش را که می لرزیدند شبیه به صورت هاییی که هر بلایی سرشان می آوری مات لبخند میزنند ! زبان داشتند تشکر هم می کردند ! خلاصه زبان هم داشت ، فقط دلش برای چراغ ها تنگ شده بود ، سو سو بزنند روی سرش ، دست هایش را پنهان کند تو جیبش ! دوود کند همه چیزش را .. دوود
پسرک
صاف شدم ! زشت شاید با مزه !
لایک

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 3 ساعت و 28 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 22 ساعت و 30 دقيقه قبل