پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
چقد از رفتشان ناراحت بودم .. و چقد زود فراموششان کردم .. اما گاه گداری به یادشون هستم
پسرک
چه سخته به یه سکوت خندین ..به یه امید لرزیدن ! آسون نیست !
پسرک
ترس هایم را موج گیسوهایت با خودش برده .. چه سیاوش بخواند مزرعه هرگز ترسی از خزون نداره .. یا ابی بخواند من از باد پائیزی نمی ترسم ..
پسرک
نامردم اگر به پیراهنت حسودی نکنم ..
پسرک
همان ماهی شده ام ! توی تنگ بلور ..
پسرک
حال و روزگار مارا هم دیوانگان می فهمند هم عاقلان، شهره ی شهریم !
پسرک
قول میدهم این بغض هرگز نمیرد !
پسرک
اقیانوس رویاهام رنگ غروب گرفته اند .. موهایت هم !
پسرک
ولوم تا تـــه ! لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد .. تو غبارا توو سرابا .. همان سین ِ اول سختی !
پسرک
نفس هایت خوب زیر آبی میروند .. می دانند که من خسته ام
لایک

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 2 ساعت و 39 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 41 دقيقه قبل