پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
کاش کنار دریا مدفنم شود ..
پسرک
احمق ها جایشان بهشت نیست ! کپی پیست می کنم از روی دست خدا
پسرک
کنار آن دیوار بلند تازه قد کشیده ! با نعره های بی امان زوزه های نیمه توان ! شبیه به عکس ماه یا خود ِ دست هایی که جا مانده اند تا فوران سکوت ! شبیه به گربه های روی دیوار با آن چشم های درخشان و بی حال ، احساس یخ زدگی با زانوهای نیمه تا شده ، سوختن و یخ زدن متناقض ! شاید مرگ ِ مَرد ..
پسرک
سرزمین ِ اوج و نگاه و مترسک ها
پسرک
کات کات ! حواسم نبود عادت کردم !
پسرک
آرام تر ! هوا پس است ! همه درو پنجره هایشان را بسته اند
پسرک
رقص می کنند شعله هایت تا ثریا کج وار بالا میروند توی سراشیبی
پسرک
چاقوی ِ دست دیوانه دسته ی خودش را هم برید !
پسرک
مسلط باش ! هنوز آبستنم شب ها
پسرک
هر شب کابوس میبینم دارم با سایه ام قد میزنم
پسرک
کی میشود این رنگ هارا بپاشم روی دیوار خلاص بشوم ، خلاص
لایک

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 1 ساعت و 33 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 35 دقيقه قبل