پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
شب ها با آن همه خستگی از روز ؛ وقتی دیر به خانه بر میگشت ، باز هم کسی منتظرش نبود !
پسرک
چشم هایش دزدکی نگاه نمی کردند ! خیلی آرام ،خیلی زیبا ،خیلی... من پایم سُر خورد ..
پسرک
باد همه دایه ی مهربان تر از مادر شده برایم .. خودم را به دستش که میسپارم موهایم را نوازش می کند ..
پسرک
از دست خودم فرار کردم ! حوصله ام را سر برده !
پسرک
دیشب سرش را روی بالش که گذاشت؛ تازه از رویا پرید !
پسرک
رفتی که در خیال تو ماهی شوم !
پسرک
ادبیات چشمانت از این روزها عوض شده ..
پسرک
دلم برای دست هایت که تنگ میشود میروم زیر باران ..
پسرک
می خواهم از خودم توبه کنم بدون بسم الله !
پسرک
از همیشه ترسناک تر شده ام ! سایه ام با من غریبی میکند ..
پسرک
خودکارم رقاصی شده این روزها که هیچ کاباره ایی تا به حال به خودش ندیده !
پسرک
من خیلی ساده ام ! جایم با یک نقطه یا با یک علامت تعجب هم پر میشود !
پسرک
بازهم کارم شده کپی پیست ! این بار دستانت !
لایک

13 سال و 9 ماه و 26 روز و 22 ساعت و 17 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 19 دقيقه قبل