پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
کنار جای خالیت نشستم .. برایت سیگاری روشن کردم ..
پسرک
من مجرم نیستم .. بیمارم .. یکی مرا مبتلا به خودش کرده ..
پسرک
زیر دلتنگی هایش فندک روشن کرد .. لبانش را ورچید .. آه ..
پسرک
هوس هایم ! هوس هایم را گم کرده ام ..
پسرک
وابستگی من به دنیا فقط دستهای توست ...
پسرک
خوره افتاد به جانش که شب را ساکت و آرام طی کند .. مث پیرمردی که آرام نشسته توی تنهایی خودش؛ روی صندلی پارک سیگار دود می کند ..
پسرک
دست روی دست .. دست توی دست ... تفاوتشان زمین تا آسمان است !
پسرک
چشمانت را بغل می کنم .. / وقت نفس کشیدن
پسرک
ستون فقرات عقلم سوی تو کج شده اند ..
پسرک
شبیه چرخ بال شده ام ... می دانم آخرش سقوط می کنم ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 4 ساعت و 1 دقيقه قبل