پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
یک نفر میان این ظلمت؛ کنار خرابه ها منتظرم "ایستاده" ..
پسرک
ستاره دارت کرده ام میان آسمان قلبم .. تو میمانی و بس ..
پسرک
من نیستم .. تو هستی ، خدا هم هست .. اما هوائی نیست ..
پسرک
دستهایش قد علم کرده بودند زیر چترش .. نگاهش مضطرب .. چترش را پرت کرد آن طرف .. خودش را آزاد کرد زیر سیل باران ..
پسرک
آفتاب کم می آوُرد جلوی دستانش ..
پسرک
رفیق هذیون نگو ! تو عاشق شده ایی! آره ! حتماً
پسرک
به بهار فکر نکرده بودم .. / توی این خزان جا مانده ام
پسرک
تو محبوبیتت ثابت شده است ! رنگ پرچم چشمانم را ببین !
پسرک
مزاحم نشوید .. با خودم خلوت کرده ام ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 57 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 59 دقيقه قبل