پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
نشانی ام را گم کرده ام .. !
پسرک
"این دیگه واسه ما دل نمیشه ".. ببخش
پسرک
این اواخر فقط می خندید .. نشسته بود روی مبل جلوی خواهرش .. چقدر دوران کودکیشان شیرین بود .. جای برادرشان خالی .. نوار قدیمی داریوش به آن صدای لرزان داخل ضبط صوت داشت می خواند :"یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت .. " فردایش حلق آویز پیدایش کردند ..
پسرک
فکرش را که می کنم / دستم سست میشود / کمرم خم / چشم هایم اشک بار / سرم نادم / دلم خون ... / بگو چرا فاصله ها کم نمیشود؟ .. / سینه ام پر از حسرت
پسرک
سر به کوه و بیابان هم که بگذارم تمام نمیشود این حسرتِ داشتنت .. تو هرجا می خواهی برو
پسرک
طاقت شوخی ندارد دلم / میمیرد برایت ..
پسرک
مرا بی سر و صدا .. کنار همان دیوار .. دفنش کرد .. جنازه ام
پسرک
خیره به ورق های سفید دفتر .. چقد حرفای نگفته و خیس
پسرک
خودش را هم از یاد برده بود ..
پسرک
به علت بی حوصلگی برای پست زدن ! لطفاً به کپی پیست هایی که هم اکنون در راه است توجه فرمائید !
پسرک
پای برهنه .. لب ساحل .. وسوسه ی به دریا زدن ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 36 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبل