damla
میگویند یک روزی هست .. که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ... و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی! فقط نمیدانم .... تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!
damla
روز را خورشید میسازد و روزگار را ما ما را قلب زنده نگه میدارد و قلب را عشق پس روزگار را عاشقانه بساز و عشق را عاقلانه
damla
مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد دکتر گفت به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست اینقدر می خنداندت تا غمت یادت برود مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم . . .
damla
در زنـدگی یـاد گرفتـم ... دوسـت شوم... بخـندم... گريـه كنم... گاهي بغـض كنم... ببخشـم... ولي اي كـاش يـاد ميگرفـتم كـه گاهـي فقـط گـاهي نيـز فرامـوش كنـم!!!!
damla
یک وقتایی هست که باید لم بدی یه گوشه ... جریان زندگیت رو فقط مرور کنی بعدشم بگی به سلامتی خودم که اینقدر تحمل داشتم ..!!!
damla
دلم یه قایق می خواد پر از ارامش یه قایق که بره و بره و تن سردمو با خودش ببره تا جایی که همه دنبالم بگردن و دلشون واسم تنگ شه بگن اگه بود میزاشتیم اون گلای تو باغچرو اب بده من حالا یه قایق پیدا کردم ولی یه مشکل داره قایق ارامش من پارو نداره!!!!!!
damla
چقدر دورتر از احســـآسـمـ ایستاده ای آنجا که تـــ ـو ایستاده ای صدای مرا هم نمی شنوی . . چه برسد به دلـــتنـگـی