damla
دلم اندازه خورشید برایت تنگ است ابرها دلگیرند سایه ماه به روی دلم از جذر نگاهت پیداست غم به دنبال گرفتاری من من به دنبال رسیدن به طلوع ... ***** آسمان تاریک است دلم اندازه ماه تا دلت دور شده است سایه روشنی ماه ته روشنی فاصله هاست و من از دورترین فاصله درماه تو را می بینم
damla
میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم
damla
بمون و اخرقصه تو دنیای خیالم باش بمونو روز و شبهامم پناه ماه و سالم باش عزیزم. تا آخر دنیا تا آخر این روزایی که حالا بی حضور تو خاکستری شده حداقل سعی کن توی خیالم باشی خودتو از خیالم نگیر بذار تو رویاهام کنارت باشم. سرمو بذارم روی شونه های مردونه ات و به کناره تو بودن افتخار کنم. برام یه پناه باش.یه پناهگاهی که هیچوقت پشتمو خالی نمی کنه. تک تک لحظه های بی تو بودن و توی آغوشم میفشارم و تمامیه ماههایی رو که نیستی به این امید زندگی می کنم که یه روز برمیگردی و ....
damla
ماه من غصه چرا؟ آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز، مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان، نه شکت و نه گرفت، بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست. ماه من، دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن کار آنهایی نیست که خدا را دارند. ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی واکن و بگو با دل خود که خدا هست هنوز، خدا هست هنوز او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم میداد او همانیست که هر لحظه دلش میخواهد همه زندگی ام، غرق شادی باشد.
damla
کاش "تو"یی بــــــودی با طعم عاشقانه های محکم حالا کـه نیستی ... گوش کــُن میخواهم بخوابـــَم .. آرام تر سکوت کن صدای دلخراشـ ِ بی تفاوتــ ی هایت آزارمـــــــ میدَهـَد رفیـــق ..!!
damla
از اول قرار بر چیزی نگذاشتیم... تمام این بی قراری ها نتیجه ی همان است
damla
وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است وقتی که خندیدیم گفتن دیونه است وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه حالا ام که عاشقیم می گن گناهه
damla
دل بسته به سکه های قلک بودیم دنبال بهانه های کوچک بودیم رویای بزرگ تر شدن خوب نبود ای کاش تمام عمر کودک بودیم
damla
آنقــدر مرا سرد کرد از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام ... آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..لیز میخوریــد
damla
توسط فید
مشهد مرکز گسترش اسلام ناب محمدی است
damla
توسط فید
قيمت بليت برخي از شركت هاي مختلف هواپيمايي در بيست و يکمين روز ارديبهشت ماه
damla
بـيا آخرين شـاهكـارَت را بيـبين مـُجسمـه اي با چـِشمانـــی بـاز خـيره به دور دسـت شـايد شَرق شـايد غَرب مبهـوت يك شـِكست ، مغلوب يك اتِفاق مصلوب يك عــِشق ، مفعول يك تاوان ... ... خـُرده هايـَش را باد دارد ميبـَرد و او فقـط خاطراتـَش را مُحكم بَغل گـِرفته بيـا آخرين شاهكارت را بيبين مـُجسمه اي ساخـته اي به نـام " مـَن" !
damla
توسط فید
کاهش بار ترافیکی بزرگراه شهید حقانی وتونل رسالت