دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla
توسط فید

ارائه روش جدیدی برای افزایش مقاومت پل ها در برابر زلزله

damla
damla
توسط فید

اعزام تيم ملي والبيال به كوبا در هاله اي از ابهام

damla
damla
توسط فید

خواهران برونته از باغچه‌اي باير «بلندي‌هاي بادگير» ساختند [لينک]

damla
damla
توسط فید

مظلومي هنوز در برزخ آمدن قلعه نوعي

damla
damla

تنهایی من بزرگ است از ان می ترسم کسی می گفت تنهایی من سایه ای به دنبال خود دارد بزرگ,به نام خاطره کسی می گفت تنهایی من ,تنهاست ,دلش گرفته , وای که چقدر تنهاست کسی می گفت کنج تنهایی من دیواری دارد بزرگ به پهنای عشق ,به ارتفاع دوری دوستش دارم اما گاهی شیطنت می کنم و از دیوار تنهاهیم بالا می روم تا ببینم پشت دیوار دوریم او کجاست؟! برایش دست تکان می دهم که بگوم چقدر دلم برایش تنگ است اما ناگهان به خودم می ایم دستم را پایین می کشم تا مبادا مرا ببیند!!! بگذار به زندگیش برسد! ........... زندگی جاری است ,پرنده هم چنان می خواند و ... من ارتفاع دوری را بیشتر می کنم...... کسی می گفت زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود ............ نور هست ایمان هست تا شقایق هست زندگی باید کرد

damla
damla

چرا ما آدمها قدر داشته هامون رو نمي دونم و حسرت نداشته هامون رو مي خوريم؟ . چرا ما آدم ها شکر حال رو نمي خوريم و شکايت از آينده مي کنيم؟

damla
damla

برای نجابت چشمانت ... برای پاکی قلبت ... برای صداقت حرفهایت ... برای زیبایی خیره کننده ات ... و حتی برای موهایت ... برای لبانت ... برای اندامت ... دیگر شعر نمیگویم ...! فقط از حماقتت مینویسم که تمام عاشقانه هایم را با لبخندی مصنوعی مسخره کردی

damla
damla

و سرانجام تمام بي سرانجامي ها بن بست بود.... مثه اون آدمايي که هزار ساله هزار راه و هزار بار رفتنو به هزار دليل به بن بست رسيدن پر تنهايي و دلواپسيم پر ترديد هزار سمفونيه بي برو برگردم و بيدليل هزار جارو هزار دفعه دارم دنبال ردپاي اون ميگردمو هر بار واسه من قد هزار ساله و بازم بي توقع از خودم رد ميشمو کم نميارم زير آوار هزار باره اين دردمو باز ساکت و غمگين و نفس نفس زنون با خودم سردمو پر تنهايي و دلواپسيم پر بن بست و شکستو خستگي هايه يه مردم که هنوز از خودمو خستگيام .. مثه دل بستگيام ... دل نکندم من هنوزم پر تنهاييو دلواپسيم ............................

damla
damla

همیشه که شاد باشی نمیشود ... همیشه که بخندی نمیشود ... حس داری ... دوست داری ... آدم است دیگر ... دلش هم گاهی میگرید ... و چشمش هم گاهی .

damla
damla

سازنده ترين کلمه "گذشت" است.......................ان را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه " ما " است.........................ان را به کار ببر. عميق ترين کلمه "عشق" است.........................به ان ارج بنه. بي رحم ترين کلمه " تنفر " است.........................از بين ببرش. خودخواهانه ترين کلمه" من " است.....................از ان حذر کن. ناپايدار ترين کلمه " خشم" است..........................ان را فرو ببر

damla
damla

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز، که از شرم نبود شاد‌پیغامی، میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟ نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند چیزی نمی‌خواهد

damla
damla

قانون تو تنهايي من است و تنهايي من قانون عشق و عشق ارمغان دلدادگيست و اين سرنوشت سادگيست چه قانون عجيبي چه ارمغان نجيبي و چه سرنوشت تلخ و غريبي که هر بار ستاره هاي زندگي ات را با دستهاي خود راهي آسمان پر ستاره اميد کني وخود در تنهايي وسکوت با چشمهايي خيس از غرور پيوند ستاره ها را به نظاره بنشيني و خموش و بي صدا به شادي ستاره هاي از تو گشته جدا دل خوش کني وباز هم تو بماني وتنهايي و دوري و باز هم تو بماني و يک عمر صبوري .......!

damla
damla

می دانی..؟ آدم های ساده.. ساده هم عاشق می شوند.. ساده صبوری می کنند.. ساده عشق می وَرزَند.. ساده می مانند.. اما سَخت دِل می کنند.. آن وقت که دل ِ می کنند.. جان می دَهند.. سخت میشکنند.. سخت فراموش میکنند.. آدم های ساده…

damla
damla

میخــــــواهم عوض شوم! چرا بایـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟ میخـــــــواهم تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــی! میخـــواهم آن سیــــبِ قرمزِ بالـــای درخــــــت باشـــــَم در دورتـــــرین نُـــقطه دقت کن!!! رسیدن بـــــه مَــــن آسان نیـــــست اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداری آسیــــبی به درخت نــــزن بـــــه همان سیــــب هایـــــ کِرم خورده ی روی زمــــــین قانـــــــــــــع بــاش

damla
damla

@همشادبیا آخرين شاهكارت را بيبين مجسمـه اي با چـشمانی باز خيره به دور دست شايد شرق شايد غرب مبهوت يك شكست، مغلوب يك اتفاق مصلوب يك عشق، مفعول يك تاوان خرده هايش را باد دارد مي برد و او فقط خاطراتش را محكم بغل گرفته... بيا آخرين شاهكارت را بيبين مجسمه اي ساخته اي به نام «من»

این ارسال را بازنشر کرده است.