دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تر از کوه دماوند غرورم یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است تنها سر مویی ز سر موی تو دورم ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

damla
damla

اگه از دست همه خسته شدم به تو كه بدجوري وابسته شدم به تو كه نمي تونم راست نگم به چشمهات هر چي دلم خواست نگم توي دست تو اسيري خوبه جونمو ازم بگيري خوبه وقتي لبات بخندن چشمهات كه شاد باشن انگاري كه تو دنيا نقل نبات مي پاشن با اين كه كوه دردم با اين كه غم زياده همين كه با تو باشم از سرم زيادهههههه

damla
damla

چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟ می ترسی برقش بگیرتت؟ نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده. آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد! این جوری فقط می خواد بگه منم هستم فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.

damla
damla

اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟ قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟ چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟

damla
damla

دوسش داشتم دوسش دارم قد نفس هام بدون اون نمي تونم من خيلي تنهام چه كردن آدما با روزگارم چه كردم با خودم درمون ندارم

damla
damla

ما بدهکار جهانيم در اين قرن چه بايد بکنيم. هيچکس گاري ما را به قطاري تبديل نکرد. هيچکس ذوق و انديشه پرواز نداشت. هيچکس از سر عبرت به جهان خيره نشد. هيچکس از سفري تحفه و سوغات نداشت. من در اين حيرانم که چرا قافله ي علم از اين جا نگذشت يا اگر آمد و رفت پدرانم سرگرم چه کاري بودند؟ بر سر قافله سالار چه رفت و اگر همره اين قافله گشتند گهي برنگشتند چرا؟

damla
damla

راههای شاد زیستن در حال زندگی کنید بلند بخندید خوب بخوابید به موزیک گوش دهید منظم باشید نه بگویید برای انجام کارهایتان لیستی تهیه نمایید برای انجام هر کاری، زمان مشخصی را اختصاص دهید باغبانی کنید برای مدتی به اخبار نشریات و رسانه ها گوش ندهید ایمان خود را محکم کنید شکرگزار نعمت هایی باشید که خداوند به شما عطا کرده است گیاهان دارویی مناسب را بو کنید به مکان های آرام پناه ببرید برای کمک به دیگران داوطلب شوید زمانی را به تنهایی بگذرانید به دوستان نزدیکتان اهمیت دهید

damla
damla
توسط فید

استان مرکزی برای سرمایه گذاری در صنعت آلومینیوم آمادگی دارد

damla
damla
توسط فید

تاثير مصرف لبنيات در استحكام استخوان هاي سالمندان

damla
damla

در مجالي که برايم باقيست باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم که در آن همواره اول صبح به زباني ساده مهر تدريس کنند و بگويند خدا خالق زيبايي و سراينده ي عشق آفريننده ماست مهربانيست که ما را به نکويي دانايي زيبايي و به خود مي خواند جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ دوزخي دارد – به گمانم - کوچک و بعيد در پي سودايي ست که ببخشد ما را و بفهماندمان ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست در مجالي که برايم باقيست باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم که خرد را با عشق علم را با احساس و رياضي را با شعر دين را با عرفان همه را با تشويق تدريس کنند لاي انگشت کسي قلمي نگذارند و نخوانند کسي را حيوان و نگويند کسي را کودن و معلم هر روز روح را حاضر و غايب بکند و به جز از ايمانش هيچ کس چيزي را حفظ نبايد بکند

damla
damla
توسط فید

نظارت بر نانوایی ها ضعیف است

damla
damla

آزاد شو از بند خویش زنجیر را باور نکن اکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکن حرف از هیاهو کم بزن از آشتی ها دم بزن از دشمنی پرهیز کن شمشیر را باور نکن خود را ضعیف و کم ندان تنها در این عالم ندان تو شاهکار خلقتی تحقیر را باور نکن بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش زیبا و زشتش پای توست تقدیر را باور نکن تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن تصویر را باور نکن خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید پرواز کن تا آرزو زنجیر را باور نکن

damla
damla

روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ؟ به کجا می روم ؟ آخر ننمایی وطنم مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم آنچه از عالم عِلوی است ، یقین می دانم رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم کیست در گوش که او می شنود آوازم ؟ یا کدام است سخن می نهد اندر دهنم ؟ کیست در دیده که از دیده برون می نگرد ؟ یا چه جان است ، نگویی ، که منش پیرهنم ؟ تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم می وصلم بچشان ، تا در زندان ابد از سرعربده مستانه به هم درشکنم من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم آنکه آورد مرا باز برد در وطنم تو مپندار که من شعر به خود می گویم تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی والله این قالب مردار به هم در شکنم

damla
damla
توسط فید

خاطرات جواد منصوری منتشر می‌شود

damla
damla
توسط فید

بانک رفاه- بیرجند استخدام شويد