damla
اینکه نامش زندگیست مرا کشت حیران مانده ام آنکه نامش مرگ است با من چه میکند!؟
damla
مــــجازی شـــادیم مــــــجازی عـــــــــاشق می شویـــــم مجـــازی همدیگه رو دلــــداری میدیم امــــــــــا واقـعی تنـــهاییم واقعی درد میـــکشیـــم !
damla
بهبودی يعني:خداوند،عملکرد،صبر
damla
هـمـین نزدیكى ها بود كه دیدمت همین حوالى ، همین دیروزهـا تو شعر دیدى از من و من ، شور از تـو اكنون اینجا بى تـو ، دلم براى عشق گرفته است براى شـعـر ، براى شـور حتی اگر کنـار من نباشی ، من تــو را زندگی خواهم کرد در جاده ها تو را خواهم یافت ز تقویم ها تو را خواهم ربود ، با خیال تو خواهم رقصید گمان مبر که بی حضور تو تنها خواهم ماند گمان مبر که غمگین خواهم شد من تو را تا زمانی که سیر سیر شوم زندگی خواهم کرد . .
damla
سلام.................................
damla
آدم خلیفه تنهای خدا روی زمین است امپراتوری که گاهی باید برگردد به آخرین سلاح اش .... و سلاح او گریه است.
damla
بعضي افکار به منزله عبادتند، در زندگي لحظاتي هست که جسم به هر حالت که باشد، جان در حال سجود است.
damla
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.
damla
گفتمش در عشق پابر جاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل گر تو زورقبان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل دل زعشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده گفت : در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان شوق وصلت را به سر دارم بدان با تو شادی میشود غم های من با تو زیبا میشود فردای من گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوی رخت افزون شده جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طمع بوسه از سرم برد عقل وهوش در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود خوبی او شهره افاق بود در نجابت در نکویی او طاق بود
damla
سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است. گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی. و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی.
damla
ما آدم های تنهایی هستیم... آدم هایی كه هیچ جای زمین نمی توانند آرام بگیرند.... ولی دوست دارند سرزمینی داشته باشند... و در نهایت به آغوش هم پناه می برند...
damla
در بدترین روزها امیدوار باش، که همیشه زیباترین باران از سیاه ترین ابر می بارد .
damla
نشانی تو فقط بغض همه ی سنگ ها و یک دلِ سیر گریه کردن ابرهاست٬ و سرخی نشکفته یک خاک٬ پریدن اولین سهره ی بیدار٬ و دستخطی ساده٬ پریده رنگ از نامه ای که هیچگاه به مقصد نرسید. ... نشانی تو... راستی نشانی تو کجاست؟!