damla
آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم
damla
رد اشکهایــــــــم و گونه های شخم زده مال مــــن! و زمین حاصلخیـــــزش مال تــــــــــــو . . . !
damla
غریبه بی غریبه! حوصله ی لبهای نا آشنا را نـــــدارم... دیگر هیچ مزه ای دلچســـــب نخواهد بود چراکه من تمام حــــسّ چشایی ام را روی لبانش جا گذاشتم...
damla
.تو را .....
خودم
چشم زدم ...
بس که نوشتمت میان شعرهام بی آنکه..
اسفند بچــــــــرخانم میا ن واژه ها..
damla
نسل من نسل دانلود 25 کیلو بیت بر ثانیه ست.. نسل من نسل عشق های بی سر و ته ست... نسل من نسل پایه ششم ابتدائی ه.. نسل من نسل [!] بوک و لایک خوره... نسل من نسل روشنفکری برای دختر همسایه ست... نسل من نسل تک زدن برای اثبات وجوده...
damla
مے دونے... ؟!! "دَرد ِ" مــــنـــو از هـَــر طـَــرَفـــ کــه بـــخونـــے .. دَرده.. دَريــــغ از تـــو ِ "دَرمــــانـــ "... کـــه بـَــرعـَـکســـ ، ... "نـــامـَــرد" ے .
damla
ـبــاور کــن هیــچ ستـــاره ای قبــل از آسمـــان متــولــد نشــده نـــخ بـــادبـــادک نگـــاهــت را پاییــن بیـــاور ...! بـــه مـــن نگــــاه کن مـــن انـــدازه ی همـــین آسمـــــان دوســـتــــت دارم ... و ... شــاید کمــــی بیشتــــر از آن ...
damla
ادم با گذشتی بود ! از من هم گذشت …
damla
آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم کم شده کیمیا شده اون غروری که گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی که اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا که داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر کیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی کنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما که با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داری
damla
از کنار یکدیگر رد می شویم و تنها چیزی که در سال های دور باقی می ماند... تنها ،خاطره ایست که مثل باد به هر کجا که می خواهد می رود...می وزد. مانند دانه برفی که فقط یک بار درست در برابر چشمانت ، از بالا ،از میان هزاران دانه برف ، آرام فرود می آید و در انبوه سپیدی برف پوش زمین ، جایی می نشیند و گم می شود و تو دیگر آن را نخواهی یافت ، نخواهی دید... همچون رهگذری که فقط یک لحظه از کنارت می گذرد و تو تا پایان دنیا دیگر او را نمی بینی و نخواهی دانست که او که بود ... من هم یکی از آن رهگذرانم. درست مثل تو !!!
damla
عشق یعنی خاطرات بی غبار/ دفتری از شعر و از عطر بهار/ عشق یعنی یک تمنا یک نیا/ز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز/ عشق یعنی چشم خیس مست او/ زیر باران دست تو در دست او
damla
بعضی چیزها را " باید " بنویسم نه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه " برای اینکه " خفه نشم " همین !!
damla
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی: آهنگ اشتیاق دلی دردمند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده سر در کمند را بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست .. عشق کدام است .. غم کجاست..
damla
حرفهای تکراری ، این تنها صداقت است که از آن بیزاریم