ال ناز
زمان بی رحمانه می گذرد ...
ال ناز
خواستم نگذارم برود اما / دیدم چشمانش به راه است / میدانم حتما جای بهتری میرود ...
ال ناز
تنها چیز مذهبی دوست داشتنی زندگی ام چادر نماز مادرمِ ...
ال ناز
پرسید مامان خوبه ؟ : ) خیلی وقت بود کسی اینو نپرسیده بود ازم ...
ال ناز
جا هایی رو تنها می رم که قبلا با تو می رفتم ...
ال ناز
آدما به همون اندازه که واسه شون ارزش قائلی گند میزنن بهت ... این قانون نیازی به اثبات نداره
ال ناز
ندیدی کوهِ بغضی رو که لب هام و به هم می بست ...
ال ناز
به بابام می گم: اونوقتی که داشتی این دیوارِ سه سانتی و می ساختی/ اگه یکم بیشتر سرِ کیسه ِ رو شُل می کردی /دیگه ما مجبور نبودیم وسط کنار هم خوابیدنای ابن تازه عروس و دومادِ پُر شورِ واحد بغلی آهنگای وطن پرستانه داریوش گوش بدیم : |
و گاهی بی رحمانه می ایستد..
13 سال و 4 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 22 دقيقه قبل: ) همینطوره ...
13 سال و 4 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 17 دقيقه قبل