ال ناز
این روز سر چهار راه ها ... / راهم را گم میکنم ... / وقتی که چشم های کودکی از چراغ قرمز تر است ...
ال ناز
... و من چه تنها / تو را هر سحرگاه كنار خودم / خواب می بينم ...
ال ناز
کم دست مرا نگیر در این سرما / تا فاصله دست کم نگیرد ما را ...
ال ناز
حالم شبیه روزهای بارانیست/ابری .../ بغض کرده .../دلتنگ ... /آسمانی که نمی بارد ....
ال ناز
دلم میخواد بودی ... همین الان الان
ال ناز
آنقدر نیامدی /زنانگی هایم خواب رفت....
ال ناز
چشم های ِ تو/ همیشه چای را از دهان می انداخت...
ال ناز
از این کوچ هایِ اجباری متنفرم...
ال ناز
من در حصار دستهای هفت ساله ات از هر سروی آزادترم !
.....
.....
.....
.....
13 سال و 7 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 5 دقيقه قبل