دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•▪●۩ اسی ۩●▪•

بسم الله الرحمن ارحيم*** إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ... درباره »
•▪●۩ اسی ۩●▪•
مرد - متاهل
امتیاز: 3702.8

دنبال‌شدگان

(241 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(232 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

ای کاش میتوانستم یک لحظه میتوانستم ای کاش بر شانه های خود بنشانم این خلق بیشمار را گرد غبار خاک بگردانم تا با دو چشم خویش ببینند خورشیدشان کجاست تا باورم کنند...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

برای اعتراف به کلیسا میروم .رو در روی علفهای روییده بر دیوار کهنه می ایستم و همه گناهان خود را یکجا اعتراف میکنم .بخشیده خواهم شد به یقین ...

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز/هر طرف مي سوزد اين آتش/پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

صدای گامهای سکوت را می شنوم خلوتها از با همی سگها به دروغ و درندگی بهترند سکوت گریه کرد دیشب سکوت به خانه ام آمد سکوت سرزنشم داد و سکوت ساکت ماند سرانجام چشمانم را اشک پر کرده است

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

کز آن پرواز بی حاصل درین ویرانه ی مسموم چو دوزخ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش همه پرهای پکش سوخت کجا باید فرود آید، پریشان مرغک معصوم؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است دلش می‌ترکد از شکوای آن گوهر که دارد چون صدف با خویش دلش می‌ترکد از این تنگنای شوم پر تشویش چه گوید با که گوید، آه

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می‌پخت پرید آنجا، نشست اینجا، ولی هر جا که می‌گردد غبار و آتش و دود است نگفتندش کجا باید فرود آید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

پرید، اما دگر ایا کجا باید فرود آید؟ نشست آنجا که مرغی بود غمگین بر درختی لخت سری در زیر بال و جلوه ای شوریده رنگ، اما چه داند تنگدل مرغک؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

نشست آنجا که برجی بود خورده بآسمان پیوند در آن مردی، دو چشمش چون دو کاسه ی زهر به دست اندرش رودی بود، و با رودش سرودی چند خوش آمد گفت درد آلود و با گرمی‌ به چشمش قطره های اشک نیز از درد می‌گفتند ولی زود از لبش جوشید با لبخندها، تزویر تفو بر آن لب و لبخند

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

نگفتندش: نوازش نیست، صحرا نیست، دریا نیست همه رنج است و رنجی غربت آلود است پرید از جان پناهش مرغک معصوم درین مسموم شهر شوم پرید، اما کجا باید فرود آید؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

سلام صبحتون بخیر .

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

بیا مثل آب شویم در تشنگی مثل سال شویم در نزدیكی مثل بوسه شویم در خداحافظی مثل هرگز شویم در دوری و مثل ما شویم در من ها به خدا میشود فقط كمی بند كفش هایت را محكم تر ببند. یاعلی. ... در پناه حق باشید .

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

آه ، ديگر ما فاتحان گوژپشت و پير را مانيم بر به كشتيهاي موج بادبان را از كف دل به ياد بره هاي فرهي ، در دشت ايام تهي ، بسته تيغهامان زنگخورده و كهنه و خسته كوسهامان جاودان خاموش تيرهامان بال بشكسته