•▪●۩ اسی ۩●▪•
باز هم قطرات باران باز هم ایستادن من زیر باران . . . میخواهم شسته شوم میخواهم پاک شوم...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
کاش میشد سرنوشت خویش را از سر نوشت،کاش میشد اندکی بهتر نوشت،کاش میشد پشت پا زد بر تمام زندگی،داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت..
•▪●۩ اسی ۩●▪•
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود،ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم،ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم
•▪●۩ اسی ۩●▪•
در دایره ای که آمد و رفتن ماست او را نه بدایت،نه نهایت پیداست کس می نزد دمی درین معنی راست کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
•▪●۩ اسی ۩●▪•
شاید آن روز که سهراب (سپهری) نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت.باید این اینطور نوشت : هر گلی هم باشی چه شقایق ، چه گل پیچک ، و یاس ، زندگی اجبار است ، زندگی در گروی فاصله هاست.فاصله تلخ ترین خاطره هست.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید باشد کسی قاب نمی گیرد ،برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
" انگار همه چیز تکراری است "
•▪●۩ اسی ۩●▪•
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)
•▪●۩ اسی ۩●▪•
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.