faafaa
گلوله نمی دانست........ تفنگ نمی دانست...... شکارچی نمی دانست.......... پرنده داشت برای جوجه هایش غذا می برد.......... خـــــــــدا که می دانست؟؟؟؟؟؟؟؟........
faafaa
خواب پیرزن.............دیدگاه....................جالبه
faafaa
امشب بد جور دلم گرفته...................من میرم دوستان.......نمیتونم بیشتر از این بمونم................
faafaa
امروز پیج خیلی آروم بود.انگار همه خواب بودن.........
faafaa
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این كه عكس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می كردندكه این چه شهری است كه نظم ندارد. حاكم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت . نزدیك غروب، یك روستایی كه پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیك سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد. ناگهان كیسه ای را دید كه زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، كیسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و یك یادداشت پیدا كرد. پادشاه در ان یادداشت نوشته بود : " هر سد و مانعی می تواند یك شانس برای تغییر زندگی انسان باشد." .............
faafaa
نسل ما كِرمِ يخچال داره، در يخچال رو باز ميكنه مدتها روبروش مى ايسته چيزى نميخوره و در يخچال رو ميبنده ميره !!!!!!!
faafaa
ای کاش تاریخ انقضای انسان ها را روی بدنشان می نوشتند !........... می فهمیدیم چه انسان هایی، تا چه زمانی دز زندگی ما خواهند بود و آیا ارزش زمان صرف کردن دارند ؟!؟..........
faafaa
یه دعا می کنم همه بگین آمین: خدایا! کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار نده که شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری...........
faafaa
جالبه......................دیدگاه...........
faafaa
زندگی چه بسا آسانتر می بود...........
اگر تو را
ندیده بودم...........
فقط این که در آن صورت دیگر زندگی من نبود.........
faafaa
بجای ان که به خودت انگ مسیحی. یهودی. مسلمان . بودایی. و غیره بزنی . بکوش مسیح وار. خدا گونه. بودا وار. و محمد گونه شوی. (وین دایر)..................