آروین
روباهى داشت با موبايلى شماره میگرفت /زاغه از بالاى درخت گفت: پايين آنتن نمیده بده برات شماره بگيرم!! /روباه تا موبايل رو داد به زاغ /زاغ گفت: اين عوض اون قالب پنيری که کلاس سوم ابتدايى ازم زدی!
آروین
تو رفتی بی من اما من دوباره دارم از تو برای تو میخونم سکوت لحظه های تلخو بشکن نذار اینجا تکو تنها بمونم
آروین
تو, آسمان آبی آرام و روشنی, من, چون کبوتری که پرم در هوای تو یک شب ستاره های ترا دانه چین کنم! با اشک شرم خویش بریزم به پای تو ,
آروین
بگذار سر به سینه ی من, تا که بشنوی , آهنگ اشتیاق دلی دردمند را. شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق, آزار این رمیده ی سر در کمند را.
آروین
آن ﻟﺤﻈﻪ ﻛﻪ از ﻧـﻴﺎز اﻧﺴﺎن دارد ﻧﻪ ﻛﻢ از ﻫﻮاي ﺣﻴﻮان ﻳﻚ داﻧﻪي ﮔـﻨﺪم ﻃﻼﻳﻲ از ﺗـﺸﺖ ﻃﻼ ﮔﺮاﻧـﺒﻬﺎ ﺗﺮ
آروین
سلام به همه از کوچیک تابزرگ ...
آروین
وﻗﺘﻴﻜﻪ ﺗﻨﮓ ﻏﺮوب، ﺑﺎرون ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﻣﻲزﻧﻪ ﻫـﻤـﻪ ﻏﺼـﻪﻫﺎي دﻧـﻴﺎ ﺗـﻮي ﺳﻴـﻨـﻪي ﻣـﻨﻪ ﺗﻮي ﻗﻄﺮهﻫﺎي ﺑﺎرون، ﻣﻴـﺸﻜﻨﻪ ﺑﻐﺾ ﺻِﺪام دﻳﮕﻪ ﻏﻴﺮ از ﻳﻪ دوﻧﻪ ﭘـﻨﺠﺮه ﻫﻴﭽﻲ ﻧﻤﻴﺨﻮام
آروین
باز نزدیک میتینگ شدن شد این داداش حمید ما ناز کردنش شروع شد بابا نمیای خب نیا دیگه این همه آسمون ریسمون کردن نداره که اینقدر آدم ناامید میشه
آروین
یکی انگار توی سینم گل یاس داره میکاره...
آروین
من که اشکم امونمو برید شما رو نمیدونم...
آروین
فیدل کاسترو میگوید: در زندگی از دو خبر خیلی ناراحت شدم. یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر مرگ چه گوارا.
آروین
میدانم تو برای کشتن من آمدهای. مرا بکش. تو یک مرد را میکشی.
آروین
نمی دانم که حکومت انقلابی باقی می ماند یا نه، اما من مسلسل به دست تا آخرین نفس می جنگم. (ارنستو چه گوارا)
آروین
حتی مرگم را شکست به حساب نمی آورم ، به جای آن، تنها حسرت ترانه ای ناتمام را با خود به گور خواهم برد...