آروین
واسه تب وتیر و تن وتبر حس تو سرم میره بره واسه تو مثل تو واسه زن و قیصر وفیلم فارسی...
آروین
با تو دیگر مرا ترسی از تاریکی نیست وقتی دست هایت را دارم و نفس هایت من را نوید زندگی می دهد و عشق با شکوه ترین واژه برای بیان این احساس است تا رهایی فاصله ای نیست...
آروین
من ریشه های تو را دریافته ام با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام و دستهایت با دستان من آشناست در خلوتِ روشن با تو گریسته ام
آروین
مثل بادکنکی به دست کودکی هرجا میروی با یک نخ به تو وصلم نخ را که قطع کنی میروم پیش خدا
آروین
بعد تو گریه رفیقم غم تو داده فریبم حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم
آروین
من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بـهــــــــارم رفــــــــــــت عشقـــــــــــم مرد یـــــــارم رفت
آروین
چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی ، دست دعا به درگاه خداوند برداری!
آروین
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود.
آروین
خدايا آبروي من را به توانگري نگه دار و شخصيت من را با تنگدستي از بين مبر تا مبادا از روزي خواران تو روزي بخواهم و از آفريده هاي بد کردار طلب مهرباني کنم