دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آروین

هرگز زانو نخواهم زد حتی اگر سقف آسمان کوتاه باشد. درباره »
آروین
مرد
امتیاز: 3949

دنبال‌شدگان

(1109 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(416 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

آروین
آروین

فقر و بیماری و تنهایی مرگ ما،هیچ گاه به شکوه هستی لطمه نخواهد زد!منظومه ها می چرخند و مارا با خود می چرخانند.

آروین
Shahin_najafi.jpg آروین

سه نفر، سه مرد از جنس مرگ یه تن شکسته شده ازتگرگ

آروین
آروین

یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم

آروین
آروین

حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم

آروین
آروین

ما چیستیم؟ جُز مولکولهای فعال ذهن ِ زمین ، که خاطرات کهکشان ها را مغشوش می کنیم

آروین
آروین

@آزاده ایــرانی خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون

این ارسال را بازنشر کرده است.
آروین
آروین

@Ⓖ Ⓗ Ⓐ ⓩ Ⓐ Ⓛ خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

آروین
آروین

@یـ ـک آدمـ ـ رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود رفتی و دل میان گلستان غریب ماند دیگر بهار محو تماشا نمی شود بیا وبرگرد و دوباره خزانم را بهاران کن

آروین
آروین

@Ⓖ Ⓗ Ⓐ ⓩ Ⓐ Ⓛ یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود دل های منتظر همه تقدیم چشم تو امروز بی حضور تو فردا نمی شود

آروین
آروین

@*فرياد* خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

آروین
آروین

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

آروین
آروین

هیچکی از رفتن من غصه نخورد هیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشدوقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود اگه شب میرفتم و خورشید نبود آسمون خوب میدونم مهتابی بود

آروین
آروین

در گریز از تمام خاطره ها باز هم در مسیر بن بست است یکصد و پنجمین خیابان هم گویی از انتظار ما خسته است!

آروین
آروین

چه حضور غریب و مبهوتی آسمان هم به ما نمی خندد نه کسی فکر رفتن سفر است نه کسی کوله بار می بندد

آروین
آروین

دوباره روی گردنهای زخمی طناب خسته ی یک دار دیگر …