آروین
کاش یه پاک کن داشتم تا خیلی چیزا رو پاک می کردم تا همه چیزو از اول اونجوری که دوس داشتم می نوشتم
آروین
میخوام بشکنم خودم و غرورمو تا ببینم ته این دل چیه؟خدایا کاش فقط تو کمکم کنی.خدایا تو دیگه تنهام نذار.تو باش.خدایا اگه تو باشی تحمل خیلی چیزا آسونتره.
آروین
آخ که چه قدر دل انگیز است بوی یاس و خاک باران خورده در هم بپیچد. می دانم روزی که می آیی باران خواهد آمد ، این را هم در خواب دیده ام. و چه دل انگیز تر است وقتی رویای سپید من از آستانه ی این در می آید.
آروین
من خواب خوب دیده ام ، خوابهایم را دوست دارم وقتی تو تعبیر همه ی خوابهای منی. وقتی فقط به خاطر خواب خوبم می خوابم، می خوابم تا دوباره تو تعبیر یک اتفاق خوب و تازه شوی.
آروین
من بودم و یک جاده ی بی انتها و یک دنیا خستگی و دل شکستگی.چشم دوخته بودم به جاده ای که وقتی به تهش نگاه می کردم آن قدر دور دست بود که انگار به آسمان می رسید.
آروین
تو هم برو تا من پر از تنهایی شوم.تا در آن غرق شوم...گم شوم.تو هم برو تا من دوباره من شوم.همان منی که بودم.همان منی که خیلی وقت است نیستم.
آروین
اینقد صدات می کنم تا توی بزرگی اسمت گم بشم.تا من دیگه نباشم.نه...دیگه گریه نمی کنم.انگار اشکم توی چشمم جا خوش کرده تا من همه چیزو واسه همیشه از پشت پرده ی زلال اشک ببینم.
آروین
پیامبران و صدیقان فقط با قطع طمع و چشم پوشی از آنچه در دست مردم است به بالا ترین درجات و مراتب انسانی رسیدند .
آروین
به امید روزی که ایران دوباره همانند زمان کوروش به سربلندی و افتخار برسد آن روز دیر نیست
آروین
خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم راتوانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.
آروین
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
آروین
تورا گم کرده ام امروز وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سردوسنگین اند وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند نمیدانی چه غمگینند چراغ روشن شب بودبرایم چشمای تو نمیدانم چه می خواهند..................؟؟
آروین
همه میگن تو رفتی و دیگه نمیای ولی من اینو میدونم که یه روز تو میای تا آخر دنیا هم شده باشه همین جا میمونم