آروین
زندگی قصه ی آدم یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی؟ گفت نخریدند ، تمام شد
آروین
کاش باور داشتیم هر روز تولدمون هست هر روز که خداوند به ما مهلت زندگی دوباره میدهد بایستی تولدمان را جشن بگیریم اما افسوس که ما فقط سالروز اولین به دنیا آمدنمان را جشن میگیریم.
آروین
خدایا من اکنون آماده ام که تمام خوب و بد وجودم را به تو بسپارم تمنا دارم یک یک نقصهای درونم را که سد راه خدمت به تو و همنوعان من است برطرف کنی و قدرتی عطا فرمایی تا از این پس به خدمت تو کمربندم .
آروین
خدایابه من نگاه کن به درون قلب من نگاه کن ببین که آیا من از چیزی غمگین یا نگرانم ببین که آیا من کار بدی انجام داده ام به من بیاموز که چگونه تو را دوست داشته باشیم برای هر روز وهمیشه.
آروین
ای خدای مهربون خیلی دلم گرفته دلم میخواد مثل چشمه سبک بی رنگ باشم و همه جا برم ولی نمیدونم چرا مثل یه تیکه سنگ در جا خشک شدم خدا یا کمکم کنم دارم دق میکنم
آروین
خدایا ... پروردگارم ... مرا اندکی دوست بدار ... ولی طولانی ... طولانی ... طولانی ... طولانی ... طولانی ...
آروین
گناهم چه بود اینکه به یادت بودم واز احوالت جویا شدم و گفتم تو چهرت غم کهنه نشسه تو میگی خدا حا فظ برای همیشه اینه رسم عاشقی ...
آروین
آری، آری، زندگی زیباست. زندگی آتش گهی دیرنده پابرجاست. گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست. ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست.
آروین
نه،هیچ خبری نبود حتی حادثه ای آن شاپرکی که صبح به زانوی من نشست گمشده ی دریا بود نه اقبال بامداد.
آروین
گریه شاید زبان ضعف باشد شاید کودکانه شاید بی غرور… اما هر وقت گونه هایم خیس می شود می فهمم نه ضعیفم نه کودکم بلکه پر از احساسم…
آروین
نذار امشبم با یه بغض سر بشه بزن زیر گریه چشات تر بشه بذار چشماتو خیلی آروم رو هم بزن زیر گریه سبک شی یه کم