فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
آناهیتا
جلد اول کتاب نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد رو هم تموم کردم.کتاب جالبی بود.
فلور
خدا کنه فردا همه چی خوب پیش بره,خیلی نگرانم...
فلور
"به هستی ام بازگشتم؛بودنی که به عوض تو انتخاب کرده بودم؛در آن زمان به مدرکی برای عدم حضور تو در جهان نیاز نداشتم؛به سادگی و قاطعانه در سلول هایی که در بدنم شکل میگرفتند حسش میکردم؛آن روزهای سرد و تیره ای که در رختخواب گذراندم بی آنکه قادر به حرف زدن باشم که از زندگی جدید درونم می سوختم و مرگ تو را سوگواری میکردم..."
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 1 ساعت و 33 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (