فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
نویسنده ی محبوب این روزهای من...
فلور
دیروز با یه تبریک خشک و خالی تولدشو تبریک گفتم,همین . . .! دیگه واسم تموم شده این دوست سابق که یه زمانی دوست صمیمیم بود...!
فلور
این چند وقت همش بغض دارم,همش بغض!با کوچیکترین حرکتی بغض میکنم بعد به زور جلوی خودمو نگه میدارم...!
فلور
با این سکوتم خیلی از همه دور شدم,از همه ی دوستام,دیگه خبری ازشون ندارم,اونام همینطور،همه منو فراموش کردن!خیلی دور و برم خالیه.خیلی . . .!
فلور
امروز یکی از دوستام که رشته اش زبان روسی بود,زنگ زد بهم گفت داره واسه دو ماه میره روسیه,زنگ زد خدافظی کرد,این دوستمو خیلیییییی دوست دارم,هر دوتامون تو کتابخونه ی دانشگاه کار میکردیم؛با اینکه هم رشته نبودیم ولی خیلی همفکر بودیم,خیلی دوسش داشتم,و دارم,خیلی,از اون با معرفتاس . . .
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 2 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (