فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
گمان مبر که به پایان رسیده کار جهان,هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است...
فلور
و اعتقاد بعدیم در راستای 2تا پست قبلیم اینه که:و وقتی اون فرش بافته شد و اگه دسترسی به اون شخص نداشته باشیم حسم بهم میگه که خود فرش میگرده صاحب خودشو پیدا میکنه...
فلور
در راستای پست قبلم باید بگم که: اعتقاد دارم که هر فرشی که بافته میشه اگه از همون اول به نیت شخص خاصی گره زده بشه؛تا آخر هم باید به نیت همون شخص موردنظر فرش بافته شه و بعدشم برسه به دست همون شخص؛اگه به دست یکی دیگه برسه فکر میکنم که براش اومد نداره...
فلور
و از همه مهمتر افسوس و صد هزار بار افسوس واسه هزاران کلمه ای که این وسط الکی خرج شد و هیچی به هیچی . . .من واسه کلمات حرمت قائل بودم,الان که فکر میکنم می بینم الکی حرومشون کردم؛سر هیچ و پوچ...
فلور
افسوس واسه دقیقه هایی که برای آدمای بیخود حروم کردم...
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 2 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (