فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
انتظار نداشتم انقدر زود منو یادش بره,هه!چقدر بهش محبت کردم؛چقدر همیشه پشتش بودم,ولی سریع منو یادش رفت,میدونی چیه؟آخه اولویتش عوض شد دیگه!بی وفا!هه!قربون سرم بره دیگه! : |
فلور
امروز یه سری سوالات آزمون های استخدامی رو دانلود کردم شاید واسه استخدام یه جایی شرکت کنم,بحثم سر این موضوع نیست,حرفم در این مورده که وقتی سوالات ادبیات فارسی رو باز کردم بیشتر سوالات به چشمم آشنا بود اصن همه شو انگار بلد بودم,هر چی از دبیرستان خوندم بیشتریاشو مخصوصا ادبیات و تاریخ رو خوب یادمه؛بعد انقدر ذوق کردم که خواستم برم کتابامو دوباره دربیارم و بهشون نگاه بندازم!ولی میدونین دلم بیشتر واسه چی سوخت؟؟!! دلم واسه این سوخت که چرا درس های دانشگاه رو انقدر خوب متوجه نشدم,انقدر بهمون خوب تفهیم نکردن که یادمون باشه؛با اینکه فقط 1سال از فارغ التحصیلم گذشته؛ولی مثل این می مونه که 4سال الکی عمرمو هدر کردم و انگار چیزی یاد نگرفتم! "آقایون و خانوما شما هم اینجوری هستین؟"
فلور
میدونم این روزها هم میگذره ولی خاطرات بدی که داشتم فراموش نمیشه . . .!این روزها چقدر سخت میگذره واسم؛هیچیه هیچی هستم,تو خالی!هیچی ندارم از خودم!پس من کی حالم خوب میشه؟؟!!
فلور
حس میکنم داره بهم دروغ میگه ...!
فلور
دلــــــــم خیلی شکسته,از همه . . .
فلور
الان یه دو سه روزه صبحا تا ظهر هوا خوبه,درسته خورشید هست ولی نورش بی رمقه بی رمقه,ولی بعد عوضش غروب که میشه نم نم بارون میاد اصن هوااااااا دلگیر,همون لحظه دلتنگی میخواد خفه ات کنه . . .
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 2 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (