فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
از صبح که اون فیلمه رو دیدم هی بغض دارم؛هی بغضمو میدم پایین؛هی دوباره میاد بیخ گلوم؛جنبه ی دیدن فیلم ندارم به خدا : (
فلور
چه شب دلگیریه امشب؛هیشکی نیست؛سوت و کور : (
فلور
خیلی چیزا از دست دادم,مهم ترینش زمان بوده؛ "زمـــــــــان" . . .
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 9 ساعت و 5 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (