باران...
مامان! جانم؟ چرا داداشو از زير قرآن رد مي کني؟ براي اينکه ايشالا به سلامتي برگرده. مامان! جانم؟ بابا رو از زير قرآن رد نکرده بودي؟
باران...
پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !
باران...
دهانم پر از حرف است.... حيف با دهان پر نبايد حرف زد.....
باران...
یک مادر می تواند 10 فرزندش را نگهداری کند؛ اما 10 فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند ... و این انصاف نیست ..........
باران...
يادمان باشد : « زندگي آنقدر ابدي نيست که خوبتر بودن را براي فردا بگذاريم »
باران...
بگذار س ـ ک ـ و ـ ت قانون زندگي من باشد... وقتي واژه ها درد را نمي فهمند..
باران...
گفتند عينک سياهت را بردار،دنيا پر از زيباييست... عينک را برداشتم، وحشت کردم از هياهوي رنگها.. عينکم را بدهيد، مي خواهم به دنياي يک رنگ خودم پناه ببرم...!!!
باران...
دلم مي خواهد بخوابم مثل ماهي حوضمان... که چند روزيست روي آب خوابيده است...
باران...
ســـــاکت که مي ماني... ميگذارند به حســــاب جواب نداشتنت! عـمراً بفهمند داري جان ميکني تا حرمـــــــــــــــــــــــــــــتهـا را نگه داري !
باران...
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم نه خوشی ها را؛ زیرا خوشی آن است که تو می خواهی؛ و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد ...
باران...
هستند كساني كه بودنشان به ما ثابت ميكند كه تنهايي چه نعمت بزرگيست.....!
باران...
دوستي ها کم رنگ بي کسي ها پيداست راست گفتي سهراب آدم اينجا تنهاست
باران...
دوبـاره سـيـب بـچـيـن حـوا مـن خـسـتـه ام بـگذار از ايـنـجـا هـم بـيـرونـمان کـنـنـد....
باران...
دلم میخواد از جاش کنده بشه وقتی این عکس رو می بینم برای سلامتی همه ی بچه های سرطانی دعا کنید.........