دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گـلـپــری

گـلـپــری
زن
امتیاز: 42980

دنبال‌شدگان

(583 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1927 کاربر)

گروه‌ها

(54 گروه)

بازدید

گـلـپــری
گـلـپــری

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ . . . فـانـوس اشـک هـایـتـان را روشـن کـنـیـد ، مـاه غـریـبـی شـهـیـد نـیـنـواسـت . . .

گـلـپــری
dokhtar0pesar_nariya.jpg گـلـپــری
در دوره

با این وضعی که من میبینم چند سال دیگه . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose
در دوره

مرد متاهل با منشی خود رابطه داشت. یک روز باهم به خانه منشی رفتند و تمام بعد از ظهر باهم عشق بازی کردند، بعد خسته از خستگی به خواب رفتند. ساعت هشت شب مرد از خواب بیدار شد، به سرعت مشغول پوشیدن لباس شد و در همین حال از معشوغه اش خواست تا کفشهایش را بیرون ببرد و روی چمنهای باغچه بمالد تا کثیف به نظر برسد. بعد از پوشیدن کفشها به سرعت راهی خانه شد. در خانه همسرش باعصبانیت فریاد زد: تا حالا کجا بودی؟ مرد پاسخ داد: من نمی توانم به تو دروغ بگویم، من با منشیم رابطه دارم و ما تمام بعد از ظهر را مشغول عشق بازی بودیم !!! زن به کفشهای او نگاه کرد و گفت: دروغگوی پست فطرت من میدانم که تو تمام بعد از ظهر را مشغول بازی گلف بودی.

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

. . . / ص 20

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

@آناهیتا آواتار نیو هپی باشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

به خاطر دوست داشتن خجالت نکش اونی باید خجالت بکشه که میدونه دوسش داری اما دوست داشتن بلد نیست......

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محمدحسن مزروعی
5158057390_8f07aa3c29_b.jpg محمدحسن مزروعی
در پاییز

از آسمان فتاده ام، اما هنوز شیفته دیدار تو ام . . . هم خصلتی مانند من دارد، غمگین و پر امید . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمدحسن مزروعی
364547738_4d3dd0ee25_o.jpg محمدحسن مزروعی
در پاییز

تو فکر میکنی که من دورنگم . . . اما حیف که نمیدانی دلیل این چند رنگی من زیبایی بخشیدن به اطراف توست . . . میخواهم با این رنگ ها زیر پای تو باشم تا شاید لحظه ای تو را لمس کنم . . . حس میکنم که برگ ها هم اینطور هستند . . . کسی دوستشان ندارد و فقط به گل ها می نگرند . . . برگ ها هم انتظار پاییز را میکشند . . . برگ کاری میکند که گاهی رهگذر او را لمس کند تا شاید او هم کمی از نوازش بویی ببرد . . . حتی حاضر است برای این نوازش اندک، کمی خوار شود . . . میخواهم مثل همین برگ باشم . . . مُرده اما با احساس . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمدحسن مزروعی
4253409832_6761065440_o.jpg محمدحسن مزروعی
در پاییز

من روزی در آسمان بودم تا تو را دیدم. همنوعان من دچار غرور شدند اما من . . . دوست داشتم به پایین بیایم و در کنار تو باشم . . . سرسبزی خود را نگاه داشتم و منتظر ماندم تا فرا رسد و با همان طراوت به سمت تو بیایم . . . فرا رسید، اما گذر زمان اجازه نداد و شادابیم از بین رفت و زمانی رسیدم که جای تو خالی بود . . . حال دست و پا میزنم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمدحسن مزروعی
محمدحسن مزروعی

بهم گفتی: "اینقدر دوستم نداشته باش" منم (به دروغ) گفتم: "باشه" . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

که در قبل از انقلاب ۱۳۵۷ «چهارراه پهلوی» و بعد از آن مدت کوتاهی «چهارراه مصدق» نام‌گذاری شد در تقاطع خیابان انقلاب و خیابان ولیعصر واقع شده است و از ابعاد مختلفی در ایران دارای شهرت است. واقع شدن در مرکز شهر، وجود مجموعه تئاتر شهر، وجود پارک دانشجو، ظهور اولین بازار کامپیوتر ایران در این چهار راه به نام بازار رضا،نزدیکی به دانشگاه صنعتی امیرکبیر و تجمع‌های گاه و بیگاهی که در این چهار راه اتفاق می افتد آن را به شهرت رسانیده است.

این ارسال را بازنشر کرده است.