Hamed
گفته بودي، از غرورم، از سکوتم، خسته اي...... من شکستم هر دو را....... گفته بودم، از سکوتت، از غرورت خسته ام... به خاموشي مغرورانه ات شکستي تو مرا .........
Hamed
دیگه هیچ چیزی ازم نمونده دنیا.... جز همین جونم که مونده کف دستت... این که چیزی نیست دیگه ته مونده هاشه.. همینم بگیرش از من... ناز شستت ...
Hamed
دلم رقص نمیخواد. . . هی دنیا؛ تمامش کن، وگرنه، سازت را میشکنم این بار ..
Hamed
اصلا هم جایت خالی نیست ... دروغ .!؟ ...
Hamed
شاید اصلا خدا میخواد تو از کنار من بری ....
Hamed
شمردن بلد نیستم دوست داشتن بلدم و گاهی شده یکی را دوبار دوست داشته باشم !!!
Hamed
همه ی ماها یه جورایی دروغگوییم ...
Hamed
دیگر... حتی حوصله خودم را هم ندارم.. چه برسد به نگارش افکار ..
Hamed
بیا قرار بگذاریم که . . . هیچ وقت با هم قرار ی نداشته باشیم ! بگذار همیشه اتفاق بیافتد ! ... این طور بهتر است من هر لحظه منتظر اتفاقم ! منتظر ِ یک اتفاق که " تــــو " را به " مـن " برساند.
Hamed
خطای جغرافیائی ست شرق و غربـــــــــ هر جا که تو باشی افق خورشیدستـــــــــ . . . !
Hamed
آقا ما بیکار و الاف پشت این پی سی شما مدیر سازمان فضاییه ناسا ..
Hamed
آقا ما کارت ملی شما گرین کارت و بلیط ترکیه
Hamed
آقا ما دماغ چکشی.. شما نوک بالائه بهنوش بختیاریی ... والله
Hamed
آخرش رو بگو... تهش... پایان من ../.... آخرش که چی>؟